
عیدغدیرخم بزرگترین عید شیعیان رو بهتون تبریک میگم.![]()
۱. با توجه به همایشی که قراره چند روز دیگه باحضور روئسای دانشگاه های آزاد کل کشور و جمعی از سران کشوری تو دانشگاهمون برگزار بشه، امروز تو نشریه جلسه اضطراری داشتیم.
تو همین مدت زمان کوتاه با یه برنامه منسجم باید یه ویژه نامه ۸ صفحه ای آماده کنیم. امیدوارم ویژنامه مون واقعاً ویژه بشه.
۲. این رو تو صفحه اطلاع رسانی تحصیلی سایت دانشگاهمون دیدم. واقعاً که به زور مجبورت میکنن تو نظرسنجی شرکت کنی. البته کاش یه قسمت اضافه می کردن نظر واقعیم رو نسبت به دو تا از استادهام
می نوشتم.
هم زمان در کنار آپیدن وبلاگی مشغول شرکت در نظرسنجی نیز هستم.(استفاده بهینه از وقت)![]()
۳. استاد کارگاه کامپیوترمون جلسات اول ما رو در حد انسان اولیه در نظر گرفته بود و فکر می کرد ما چیزی از کامپیوتر سرمون نمیشه بهمون میگفت: چند جلسه که بگذره شما می فهمید هیچی از کامپیوتر بلد نیستید.
حالا این چند جلسه گذشت و به قول خودش کل ویندوز رو به ما درس داد ما همچنان منتظریم اون جلسه که این استاد می فرمودند برسه.![]()
بعداً که خودش فهمید چیز جدیدی به ما درس نداده و همش تکرار دانسته های خودمون بوده (با یه لحن خاص) ازمون پرسید شما تا الان ویندوز نصب کردین؟
تمام کلاس به جز دو نفر از بچه ها گفتیم:




استاد:

حالا این جناب استاد الان میگه: من که می دونم شما خوب بلدین میدونم سر امتحان چه جوری ازتون سوال کنم که استرس تون زیاد بشه نتونید جواب بدید.
۴. کم کم ترم اول داره تموم میشه، می ترسم یه روز به خودم بیام ببینم این ۴ سال به همین زودی تموم شد.
اصلاً دلم نمیخواد به پارسال این موقع ها فکر کنم. استرس کنکور (همون که هیچ وقت تو ظاهر نشون ندادمش
) ، معلم هایی که نقش اساسی تو تشدید این استرس داشتن و...
دیگه دلم نمیخواد به اون روزها برگردم.
۵. چقدر من این آذر ماه (مخصوصاً روز آخرش) رو دوست دارم.
آخرش هم نتونستم خودمو لو ندم تا اون روز. البته اون کانتر پایین وبلاگ خودش گویای ماجرا بود اما شما مثلاً به روی خودتون نیارید تا اون روز.![]()
پ.ن۱: برای محیای نازم
مهربونم خیلی خیلی بهت تسلیت میگم.
دیروز وقتی وبلاگت رو باز کردم و دیدم خیلی ناراحت شدم.
پ.ن2: عسل جونم کجایی؟ چرا وبلاگت رو آپ نمی کنی؟ یه خبر از خودت بهم بده نگرانت شدم.
نوشته شده توسط Faezeh.s در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 18:52 موضوع خاطرات دوران دانشجویی | لینک ثابت

عید قربان روز تمرین آیین ابراهیمی، امتحان اراده ها و قربانی کردن اسماعیل ها مبارک![]()
پ ن.۱: رمز این پست همون قبلیه هرکسی فراموش کرده یا نداره بگه بهش بدم.(البته به کسانی که بشناسمشون)
پ ن.۲:تو این روز بزرگ برای خوب شدن نی نی دعا کنید که شده اسماعیل پدر و مادرش.
پ ن ۳: معرفی کتاب (دزدنامه)
این کتاب درمورد چندتا از دزدهای باهوش جهانِ مخصوصاً یه دزد وطنی
، پیشنهاد می کنم حتماً دانلودش کنید و بخونیدش.
دانلود با حجم 78 k
نوشته شده توسط Faezeh.s در شنبه هفتم آذر 1388 ساعت 0:11 موضوع | لینک ثابت
۱. پنج شنبه اولین جلسه نشریه بود. البته میشه گفت دومی اما برای من که تازه عضو شده بودم اولی بود. تجربه اولین حضورم در یک نشریه فرهنگی و کار گروهی.
این جلسه تقریباً معارفه و تقسیم کار بود. هر هفته به مدت یک ساعت جلسه خواهیم داشت. اما خودمونیم تغییر دیدگاه مردم نسبت به مسائل فرهنگی مذهبی اونم تو جامعه امروزی کار دشواریه اما ممکنه شدنی باشه.
۲. حتماً در جریان برگزاری نمایشگاه آ. سه . آن اونم تو دانشگاه ما
هستین. پنچ شنبه به همراه دوست جونم
برای اولین بار از این نمایشگاه دیدن کردم. عمداً عکس نگرفتم که ازتون دعوت کنم تا خودتون بیاید و از این نمایشگاه بازدید کنید.
این نمایشگاه تا ۴ آذر به کار خودش ادامه میده و از ساعت ۹ الی ۱۷ میتونید از اون بازدید کنید.
و اما نکته مهم درموردش که هر روز یکی از کشورهای جنوب شرق آسیا رو معرفی میکنه و بازدید کننده ها می تونن ساعت ۴ بعداظهر هر روز چند مدل از غذاهای اون کشور رو تست کنن.
۴ آذر اختتامیه است برنامه خاصی برای این روز دارن که یکی از اونها نواختن ساز اندونزی هستش که صداش فوق العاده است.
امیدوارم بتونم در مراسم اختتامیه شرکت کنم.
فرصت بازدید این نمایشگاه و آشنایی با فرهنگ کشورهای دیگه رو از دست ندید.
۳. از نمایشگاه دام و طیور دوتا جوجه ناز گرفتم البته با یه عالمه اصرار به مامان و بابا که اجازه بدن از این دوتا کوچولو نگهداری کنم. امروز ۴ روزه شدن.
هر روز شیطون تر از روز قبل میشن. شب هام که برای خوابیدنشون برنامه داریم.
عکس هاشون رو بعداً میذارم.
پی نوشت ها:
نوشته شده توسط Faezeh.s در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 13:0 موضوع خاطرات دوران دانشجویی | لینک ثابت
بعضی وقت ها فراموش میکنیم چیزهایی که الان داریم آرزوی دیروزمونه. این روزها و فرار از یه تابستون پر از بیکاری و بی حوصلگی آرزوی من بود. درسته خیلی وقت ها مشغله های زیاد مانع از فکر کردن به خودت میشن و فکر میکنی تو زندگیت گم شدی اما اگه آرزوهای قبلیت رو به یاد بیاری رنگی تازه به خودشون میگیرن.
مثل این روزها که باوجود کارهای زیاد دوستشون دارم.
پ ن۱: دوست جون دلم برات خیلی تنگ شده.![]()
پ ن۲: دلم میخواد زودتر کلاس های عکاسی شروع بشه.
پ ن۳:دیدن یه دوست قدیمی و یادآوری روزهای گذشته همیشه لذت بخشه.
پ ن ۴: برگشتنت به وبلاگ قبلیت رو تبریک میگم.
مثل رفتنت غیر منتظره بود. شاید خیلی وقت باشه برگشتی اما من الان متوجه شدم.
نوشته شده توسط Faezeh.s در دوشنبه هجدهم آبان 1388 ساعت 18:24 موضوع خاطرات دوران دانشجویی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من فائزه هستم دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار.
سعی دارم تا تویه این وبلاگ خاطراتم و دیدگاهم رو نسبت به زندگیم و جامعه ای که تویه اون زندگی میکنم بنویسم.
اگه میخواین با من بیشتر آشنا بشین سری به "پروفایل مدیر وبلاگ" بزنید.
بعضی وقت ها هم اینجا "http://mydreams2.persianblog.ir" مینویسم.
نکات قابل توجه:
1. به کامنت هاتون همین جا جواب میدم.
2. کامنت های تبلیغاتی حذف خواهد شد.
3. برای لینک کردن وبلاگم نیازی به اجازه گرفتن از من نیست، درصورت تمایل میتونید لینکم کنید.
4. از هر وبلاگی خوشم بیاد لینکش میکنم.
5. خوشحال میشم نظرتون رو درمورد نوشته هام بدونم.
منوی اصلی
کانون گفتمان دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي قزوين
پرتال دانشجويان نرم افزار دانشگاه آزاد قزوين
آرشیو موضوعی
علایق من
خاطرات شخصی
خاطرات دوران دانشجویی
خاطرات دوران مدرسه و کنکور
نمایشگاه های برگزار شده در استان قزوین
دوستان
سرزمین رویاهای من (اون یکی وبلاگم)
دل نوشته های مهندس ELI
فتوبلاگ من
ققنوس/ دایی جونم
در ابتدای همیشه/ عمو جونم
سخنی درباره ی هستی
نيلوفرانه/ دوست جون نازم
تاریخ - شاهنامه - ادبیات
همه تفکرات من/مجتبی
گریز/علیرضا خدابخش
آرتا جون/هانیه جون
دنیای ملیکا کوچولو
حرفهای دل خودم
حدیث عشق
رنگين کمان
اردشیر
خط خطی های یک مدل اسلامی/ سارا جون
عشق من همیشه با من باش/ سارا جون
درد و دل من عشقم فرناز/ علی و فرناز
گاهی خوشی گاهی غم/ پرنیان جون
گاه نوشت های یک زندگی / آراس
دو لقمه خاطره ی سبز/ سیندخت
نوشته های یه مامان/ سایه جون
دختر پاکی های دریا/ زهره جون
دنیای مد و زیبایی/ سمانه جون
قاصدک خوش خبر/ عسل جون
جمعمون جمعه/ آقای صارمی
همه زندگی من , تینا و سینا
اعترافات یک خشکه مقدس
شب پر ستاره/ مژگان جون
زندگی یعنی.../ الهام جون
دنياي چاوشي واستقلال
دانشگاه من/ زهره جون
گل شقایق/ محیا جون
شب پنهان و خموش
کلام دانشجویی
شبانه/ احسان
پزشک آینده
بوی سیب
ترنج
وبلاگ اختصاصی بسیج روستای چوزه
آخرین نوشته هام
چند روز تا ویژه نامه
عید قربان
نشریه و آ. سه. آن
در جستجوی خودم
خواب بارونی
8/8/88+عکس های تگرگ امروز
گزارش تصویری سومین نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی
میتینگ وبلاگی به مناسبت روز دختر
دانشگاه در این روزها
فیزیک 1
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
وبلاگهای به روز شده