تبليغاتX
سرزمين روياهای من
سرزمين روياهای من

خاطرات یک دانشجو
 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

منوي اصلي

 

آخرين نوشته ها

 

دوست جونام

 

آرشيو مطالب

 

 

وبلاگهای به روز شده









خواب بارونی

لذت قدم زدن ساعت ۸ صبح تو محوطه دانشگاه بعد از یه شب بارونی و هوای بی نظیرش رو با هیچی عوض نمیکنم.

آرامش حداقل چند متر دور از شهر بودن رو دوست دارم.

بودن درکنار گروه دوستانی که هر روز به تعدادشون اضافه میشه و صمیمیت بینشون بیشتر وصف ناپذیره.

گاهی وقت ها فکر میکنم این همه لذت یه خوابه.

دلم نمی خواد هیچ وقت از این خواب شیرین بیدار بشم.

پ.ن: این ها رو نوشتم تا همیشه یادم بمونه چقدر دانشگاهم رو دوست دارم مخصوصا هوای ابری و نم نم بارونشو.


سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط Faezeh.s



8/8/88+عکس های تگرگ امروز

   ولادت با سعادت حضرت امام رضا عليه السلام

 ألـلّـهُـمَّ صَـلِّ عَـلَي عَـلِيِّ بـنِ مـُوسَي الـرِّضَـا الـمُرتـَضَي الإمـَامِ الـتـَّقِيِّ الـنـَّقِيِّ

وَ حـُجَّـتِکَ عَـلَي مـَن فـَوقَ الأرضِ وَ مَـن تـَحتَ الـثّـَري

الـصِّـدّيقِ الشَّـهيدِ صَـلَوةً کـَثيرَةً تآمَّـةً زاکـِيَةً مُـتَواصِلَةً مُـتَواتِرَةً مـُتَرادِفَةً

کـَأفـضَلِ مَا صَـلَّيتَ عَـلَي أحـَدٍ مـِن اَولـِيائِکَ.

تولد امام رضا (ع) رو به همه دوستای خوبم تبریک میگم

۸/۸/۸۸ نوشت: این هم از تلویزیون اینترنتی امام رضا(ع) که به مناسبت ۸/۸/۸۸ افتتاح شده.

 


و اما چه خبر از من:

بالاخره بعد از یک هفته و نیم آپ کردم. بی سابقه بود که انقدر دیر آپ کنم،نه؟!

۱. خیلی دلم میخواست تو این روزقشنگ مشهد باشم.(به خاطر نیلوفرانه نازم با مورد ۸ جابه جا شد)

۲. این هفته خیلی سرم شلوغ بود یعنی میشه گفت از این به بعد اوضاع همین جوریه و کمتر فرصت آپ کردن خواهم داشت. به هر حال از همه دوستای گلم که تو این مدت به یادم بودن ممنونم.

۳. حل ۶۰ تا تمرین ریاضی ۱ کل وقت سه شنبه و چهار شنبه ام رو گرفت و دوباره هفته بعد باید همین قدر تمرین رو حل کنم .و تحویل بدم و همین طور این داستان در هفته های بعد هم ادامه خواهد داشت.

۴. نحوه درس دادن بعضی استادها نگرانم میکنه. مخصوصا استاد "ف" که در مقایسه با استادهای مشابه این درس خیلی سریع و سطحی درس میده و درنهایت نتیجه اعتراض جمعی از بچه های کلاس مبنی بر کاهش سرعت تدریس میشه آروم توضیح دادن یک مبحث و فرصت کم برای حل چند مثال محدود و در نتیجه بهمون میگه یادگیری این مبحث زمان میبره و اگه درست متوجه نشید کاملا طبیعیه!!!

و بچه های کلاس متعجب از این که چطوری این استاد بهترین استاد برنامه نویسی دانشگاهه؟!

۵. استاد کارگاه کامپیوترم رو دوست دارم. یه دختر مهربون و حدوداْ ۵ الی ۶ سال از من بزرگتر. یه جورایی مثل معلم های مدرسه و تداعی کننده یه دنیا خاطره قشنگ از دوران مدرسه تو ذهنم.

۶. هفته پیش یکی از کلاس هامون تشکیل شد این دومین جلسه از این کلاس بود که برگزار نمی شد اما استاد برای تمام گروهها کلاس جبرانی گذاشت به جز گروه ما!

۷. عجیبه با اینکه روزها از آغاز ترم اول می گذره هنوز بعضی از هم کلاسی ها نتونستن این تغییر مکان آموزشی رو با نوع صحبت کردنشون هماهنگ کنن. مثلاً:

 -سر کلاس فیزیک استاد مساله ای رو برای حل کردن داده بود، همه بچه ها در حال فکر کردن و حلش بودن که یهو یکی از بچه ها دستش رو آورد بالا و با صدای بلند و لحنی کاملا بچه گانه گفت: من بگم؟!

بقیه بچه های کلاس اینجوری شدن

و یا:

- سر کلاس ریاضی۱ یکی از دانشجوها در اعتراض به تند درس دادن استاد و عدم توانایی در نوشتن جزوه خوش خط و زیبا، گفت: سر بقیه زنگ هام مثل شما تند درس میدن.

امیدوارم این دوستان حداقل قبل از ترم ۸ متوجه این تغییر مکان بشن و تغییراتی رو در صحبت کردنشون به وجود بیارن.

۸. دیشب یه اس ام اس از موبایل مامی برای خودم فرستادم که درمورد تولد امام رضا بود حالا امروز صبح که رفتم اس ام اس رو تو گوشی خودم دیدم متوجه شدم باز این گوشی جون من خودش تغییراتی تو اس ام اس به وجود آورده و اومده قسمت های اصلی اینو حذف کرده و یه اس ام اس تبریک عید قربان رو به آخر این اس ام اس اضافه کرده.

حالا بعضی وقت ها چنان این درجه دخل و تصرف تو اس ام اس هاش بالا میره که وقتی اس ام اسی به کسی بفرستی  متن مورد نظرت رو نمیفرسته هر چی خودش بخواد میفرسته.

بعداًنوشت: اینم عکس های تگرگ چند دقیقه پیش و یا می تونید عکس های تگرگ رو به طور اختصاصی در فتوبلاگم ببینید.

تگرگ 2

تگرگ 1


جمعه هشتم آبان 1388 توسط Faezeh.s



گزارش تصویری سومین نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی

نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی 1

نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی

نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی

در حاشیه نمایشگاه:

۱. تنوع مدل ها خیلی کم بود به طوری که در بعضی غرفه های متفاوت مدل های تکراری حتی با رنگ مشابه هم دیده میشد.

۲. حضور شهرهای دیگه کم رنگ بود و بیشتر غرفه ها متعلق به مغازه های سطح شهر قزوین بود.

۳. در مقایسه با اولین نمایشگاه مبلمان این نمایشگاه بسیار ضعیف بود امیدوارم این روند کاهش کیفیت در نمایشگاه های بعدی به افزایش کیفیت مبدل بشه.


سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط Faezeh.s



میتینگ وبلاگی به مناسبت روز دختر
چند روزی بود با یکی از دوستان وبلاگ نویس عزیزم "نیلوفرانه" برای یه میتینگ دخترونه به مناسبت روز دختر برنامه ریزی کرده بودیم.

این چند روز بی صبرانه منتظر دوشنبه بودم، همونی که تو پست قبلی نوشته بودم منتظرشم. 

ساعت ۱۱:۴۵ دقیقه رفتم میدون قلم (داخل دانشگاه) دیدار یه دوست مهربون برای اولین بار درحالی که یک سالی میشد میشناختیش اما تا الان ندیده بودیش واقعاً هیجان انگیز و جذاب بود.

هرکسی رد میشد بهش نگاه میکردم و میگفتم شاید این دوست جونم باشه که یهو موبایلم زنگ زد و دوست جون بود،اولین لحظه دیدار واقعاً لحظه قشنگی بود.

بعدش با دوست جون و حمیده جون (دوستِ دوست جون) رفتیم کافی شاپ " بسکین رابینز" (یه کافی شاپ داخل دانشگاه) و یه جشن کوچولو دخترونه گرفتیم و یه بستنی خوشمزه خوردیم و دوست جون بهمون یه هدیه ناز داد. مرسی دوست جون مهربون و خوبم

اینم عکس های امروز:

بستنی ها

بستنی های خوشمزه

بستنی و هدیه

بستنی ها و هدیه ها

هدیه دوست جون

هدیه ناز دوست جون

پی نوشت ها:

۱. برای دوست جون نازم: یک سال پیش که باهم دوست شدیم هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز ببینمیت و حالا امروز بعد یک سال بعد از اولین میتینگ وبلاگیمون خیلی خوشحالم که دوست خوبی مثل تو دارم و به خاطره داشتن دوست مهربونی مثل تو خداروشکر میکنم. امیدوارم تا آخر عمر بتونم دوست خوبی برات باشم.

 خیلی خیلی خوبی و فراتر از تصورات من بودی. رانندگیت هم فوق العاده بود.

۲. امروز جایه خیلی از دوست جون ها مخصوصاً الی و محیا جونم خالی بود. محیای نازم تمام مدت به یادت بودم انشاالله یه روز که اومدم شهرشما یه میتینگ هم اونجا برگزار میکنیم.

روز دختر رو به همه دخترهای خوب دنیا مخصوصا دوست های ناز خودم تبریک میگم به امید موفقیت تمام دختران دنیا.


دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط Faezeh.s



Blog Skin